پسرم ، كيان در 15 آذرماه 1386 به دنيا قدم گذاشت .
يه صبح باروني لطيف و زيبا ... پسركي از جنس عشق ، به زندگي ام رنگي تازه زد .
و من مادر ناميده شدم . به خاطر وجود تو مادر شدم و لبريز از عشق .
تو گريه مي كردي و من با تمام وجودم ، با تمام ذرات وجودم ، خدا رو شكر مي گفتم .
و چقدر ساده و بي اندازه دوست داشتني ... شدي تمام دنياي من
پسركم ، دقايق و ساعات و روزها ميگذرند و همه آرزوهايم را ، تمام اميدهايم و تمام دعاهايم را براي تو به يادگار مي گذارم .
برايت از يگانه بي همتا خواستارم : ايمان ، سلامتي ، سعادتمندي ، موفقيت خوشبختي و عشق
و خداوند در 4 اسنفد ماه 1388 با تولد كارين ، نعمت را برما تمام كرد ..
اسفند داشت نفس هاي آخرش رو مي كشيد ..
بهار اون سال ، 26 روز زودتر به خونه ما رسيد . همه جا بوي بهار گرفت . همه ما بوي بهار گرفتيم .
بهاري كوچك با مهرباني اي بزرگ .. رنگين كماني از شور زندگي
مهربان دختر من ، كارين نام گرفت . كارين يعني مهرباني ، يعني زندگي
يعني اميد يعني همه چيزهاي زيبا و دوست داشتني هستي .
كارين ، دختر كم تمام خوبي هاي دنيا رو برايت آرزومي كنم .. دوستتون دارم .
[ موضوع : ]




















































